محمد مهريار
92
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
واژهء « ارم » با « ارم » تازى به معناى بهشت و نام مخصوص قبايل عاد « 1 » و بسيارى معانى ديگر تازى ربطى ندارد . مرحوم دهخدا از يك لغتنامهء كهن آنرا به معنى بوستان « 2 » يافتهاند كه البته با نام ديه سازگار است . اروجه O ( a ) ruje ( h ) اروجه يا اوروجه ديه نسبتا معتبرى است از دهستان جوشقان شهرستان اصفهان در سال 1345 ( سال آمارى ما ) اين ديه 176 نفر جمعيت داشته است . « 3 » ( همچنين در تودشك اصفهان روستايى به نام اروجه داريم با 37 نفر جمعيت ) . دربارهء جامعهشناسى و جغرافياى اقتصادى ناحيه به مناسبات عديده و ذكر نامهاى ديههاى آن گفتوگو كردهايم . اجمالا اين دهستان خوش آب و هوا و قنات آب است و به صنايع قالىبافى و دامدارى نامبردار مىباشد . به علت كم شدن بارندگى آب قناتها نيز كاستى مىيابد و دايما كم مىشود و به همين دليل شكوفايى اقتصادى در آن ناحيه وجود ندارد . مىدانيم كه ناحيهء جوشقان ، ميمه و نطنز و نواحى آن همه از مراكز كهن تمدن ايران بوده است و آسانترين و بهترين دليلى كه بر آن بتوان ذكر كرد وجود نامهاى كهن است ، بر بسيارى از ديهها و مكانهاى يك بلوك . چون ما در اينباره همواره گفتوگو كردهايم به نامش مىپردازيم . واژهشناسى : اوروجه از اجزاى « آو + ر + و + جه » تركيب شده است . جزء اول آن « آو » همان آب است و جزء دوم « ر » كه گفتهايم حرف وقايهاى ( هموند ) « 4 » است و جزء سوم را بايد همان « و + جه » به حساب آورد چونكه « واو » در اينجا همان صورت ضمهاى است كه در بعضى صور تلفظ كلمه به گوش مىرسد ، و الّا معمولا آن را اورجه تلفظ مىكنند ، چنان كه اوروجن در تلفظ رايج محل اورجن است و ما دربارهء « آو + ر » در عنوان اورجن بحث مفصل كردهايم « 5 » و « ج » حرف تصغير است . بنابراين روى هم ، اورجه به معناى آب كوچك است .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه همين واژه . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 26 . ( 4 ) - از افادات و افاضات جناب آقاى دكتر فريدون جنيدى كه واژهء هموند را به جاى وقايه پيشنهاد نمودهاند . ( 5 ) - ن . ك . به : عنوان اورجن و اورگان و اوره و هوره در همين فرهنگ .